کلامی با سهراب

 

 

با توام ای سهراب ، ای به پاکی چون آب

یادته گفتی بهم :

تا شقایق هست زندگی باید کرد
...

نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مُرد

دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد

یادته گفتی بهم

اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا

که مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی تو

اومدم آهسته

نرم تر از پر قو

خسته از دوری راه خسته و چشم براه

یادته گفتی بهم

عاشقی یعنی دچار

فکر کنم شدم دچار

تو خودت گفتی

چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا بشه

آره تنها باشه

یار غم ها باشه

یادته می گفتی

گاه گاهی قفسی می سازم
 
می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهائیمان تازه شود

دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه

صاحب یک نفسه

نیست که تازگی بده ، این دل تنهائی من

پس کجاست اون قفس شقایقت ، منو با خودت ببر با قایقت

راستی می گفتی

کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود

آره کاشکی دلشون شیدا بود

من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب

تو خودت گفتی بهم

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

بر باد رفته!

 

 

به خاطر ترس از دست دادن، چه چیزهایی را از دست داده ایم !!!

 

 

9gtixfqxuhvr55nhgpr.jpg

 

 

همه چیز یادت رفت و رفتی و شدی مثل اونا اما من هنوز با خاطره هات زندگی میکنم.

 

 

بدون شرح

 

 

"عاشق" که میشوی ، همه چیز "بی علت" می شود ....


و تمام دنیا "علـت" میشود ، تا "عـشق" را از تو بگیرد ....

 

 

2378msmkz6qtah2nf6lh.jpg

 

 

9exfidpxs2wnln4susbu.jpg

 

 

u90fyp3lmjug5q3jyctk.jpg

 

 

 

بی قرار

 

 

 

 

 

 


تو رفتی و به راه تو هنوز چشم انتظارم
نمیخوام تا بدونی تو هنوزم بیقرارم

بهار من تو یار من تو تنها یادگار من
منی که بی تو می مردم چرا بردی قرار من
برای من تو ما بودی کجا از من جدا بودی
به هر جا من گذر کردم تو با من پا به پا بودی

عشق من عشق تو یاد من یاد تو
فریاد و فریاد از غم تو

تو رفتی و به راه تو هنوز چشم انتظارم
نمیخوام تا بدونی تو هنوزم بیقرارم

تو شور و شوق آوازم تو بودی بال پروازم
رسیدم من به پایانم تو بودی تو سر آغازم
اگر از عاشقی گفتم همیشه از تو می گفتم
هنوزم عاشقم اما به پای تو نمی افتم

عشق من عشق تو یاد من یاد تو
فریاد و فریاد از غم تو

تو رفتی و به راه تو هنوز چشم انتظارم
نمیخوام تا بدونی تو هنوزم بیقرارم

شب رفتن برای من به معنای تباهی بود
من عاشق گمون کردم که عشق ما خدایی بود
اگر با غصه دمسازم اگر از بغض آوازم
بمیرم گر زتنهایی پس از تو دل نمی بازم

عشق من عشق تو یاد من یاد تو
فریاد و فریاد از غم تو

 

 

 

 

 

 

اشک

 

 

قطره ای شیشه سنگ، ز بر تنگه چشم

قل خورد تا که بیفتد ز بلندای مهان

گویمش: بهر چه آیی، تو چنان تند و ملال؟

گفت: یا رب! تو ببین! کاین سخنش بهر چه بود!

من که هر بار، ندیدم صنمی، یار شدم

وز کنار دو مهان، سرور و سالار شدم

تا که از آمدنم، باز نپرسند چنین

وای آن کس، که نداند که چرا یار شدم!
 
 

 

 

 

 

عاشقت شدم و حال نظاره گر خیانتت شدم!

 

 

 

 

 

به نظاره نشستم خیانتت را

دیدم که در آغوشش کشیدی و موهایش را بوییدی

چشمانت که بسته میشد !

خواهش جسمش به جسمت محکم تر کوبیده میشد

و نفس هایش

نفس هایش را در گوشت می پیچاند!

تو آه میکشیدی و...

آه...

خدای من .......

میدانی تو آه میکشیدی

و

من آه میشدم که :

تمام دنیایم داشت آتش میگرفت میان بازوانت

تمام دنیایم را در آن آغوش لعنتیت جا گذاشته بودم

که آن را هم بخشیدی...

بخشیدی به هرزگی دخترکان تازه بالغت!

دنیایم را با هر غریبه ای قسمت کردی

این روزها از کنار هر زنی که رد میشوم گوشه ای از وجودش
بوی نفس های مسموم تو را میدهد

لعنتی تو مرا در کفنمـ جا گذاشتی

ولی آنها را ....

آنها را در تخت خوابت جا به جا میکنی
 
 
آپلود

 

 

 

 

 

 

حکمت


 

 

تازه حكمت بازي هاي كودكانه را ميفهمم



(زوووووووووووووو) ...



تمرين اين روزهاي نفس گير بود....

 

 

 

تولد دوباره!!!

 

 

پس از سکوتی گران به سخن درآمدم

من کوه ام

درختم

دریا در من است

خورشید هرصبح به عشق دیدار من بر می آید

پچ پچ باد و برگ را می شنوم

آسمان به رویم لبخند می زند

با تمامی ذرات هستی شادمانه به رقص بر می خیزم

زیستن را دریافته ام

دوباره متولد شده ام

کودک شده ام
 
 
 
 
 

خدایا شکرت

 

 

 

باز خدا رو شکر که تو خواب باهامی.

 

 

 

ویرانگر

 

 

عکس

 

 

 

 

چه کسی تو را بخاطر خودت دوست دارد؟

 

 

who calls you back when you hang up on him


who will stay awake just to watch you sleep


wait for the guy who kisses your forehead


who wants to show you off to world when you are in your sweats


who holds your hand in front of his friends


wait for the one who is constantly reminding you how much he cares

 about you and how lucky he is to have you


wait for the one who turns to his friends and says that's her


if you open this you have to repost it ,so that you 'll be showered with

 only love for the rest of your life


in the midnight true love will knock on your heart and some thing

 good will happen to you at approximately 1.42 pm tomorrow

 

it could happen anywhere so get ready for the biggest shock of your


life


please don't break this chain, let love shower on to us for all the


time

 

 

عکس

 

 

 

همخواب

 

 


دوره، دوره آدم هایی ست که همخواب هم می شوند


ولی هرگز خواب هم را نمی بینند .


 

 

 

 

 

نفهم


 

 

 

 

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد


شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش- دوست می دارد


حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد

چه قدر دوســتت دارد


و این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد

 

 

 

 

 

 

 

حقیقت


 

حـقـیـقـت دارد !
کافـی سـت چــمـدان هــایــت را ببــندی
تــا حــاضـر شــونــد ، هـمه
بـــرای ِ از یـــاد بــُـردنــت !
آنـکه بــیشتـر دوستـت میــدارد ، زودتــــر !!!

 

 


عکس

 

 

 


نزدیکترین به من


 

 

دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...


نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...


می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد...


پس بگذار که نداند بی او تنهایم...


دور میمانم که نزدیک بماند...

 

 

عکس

 

 

 


 

 

 

تظاهر

 

 

 


این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...


تظاهر به بی تفاوتی،


تظاهر به بی خیـــــالی،


به شادی،


به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست...


اما . . .


چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"

 

 

 

عکس

 

 


 

 

 

 

 

 

تفاوت

 

 

 

سعی نکن متفاوت باشی!

فقط "خوب باش"خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است...

 

 


 

 

 

قصه من!!!

 

 

 

 

کلاغ جان!


قصه من به سر رسید...


سوار شو!


تو را هم تا خانه ات می رسانم...

 

 

 

 

 


مرگ ندریجی


 

 

این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش !
همین بس که :

نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند.

 

 

 

 

 

 

 

 


دنیای رنگی

 

 


دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،

آهای جماعت...


میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟

شما دقیقا چه رنگی هستید؟!

 

 

 

 

 

 

کثیفترین

 

 


برای خیانت ،

هــــزار راه هــســــت اما هـیــچ کــــدام


به انـــدازه تــــظـــاهـــر


به دوست داشتن کــثـیــف نـیـســـت ...

 

 

 

 

 

 

دلتنگ

 

 

 

دلم تنگ شده

براي وقتي كه مي گفتي :دلم واست تنگ شده


دلم تنگه..

براي بودنت

شايدم لبخند خودم

دلم براي همه چيز تنگ شده جز

نبودنت !

 

 

 

 

 

 


چیزی نیست!

 

 

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن


میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری


 

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟


اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد

میگی:

 

"نه،هیچی"

 

 

 

بدتر از سگ

 

 

به "سگ" استخون بدی ..

دورت میگرده


واست دم تکون میده !!!

من به تو "دل " داده بودم ... لعنتـــــــــــــــــــی !!!!!

 

 

 

 

 

 


 

نا مهربان

 

 


مهربانيت را به دستي ببخش ؛ که مي داني با او خواهي ماند ....

 

وگرنه حسرتي مي گذاري بر دلي که دوستت دارد و

 

تنها خواهی ماند

 

 

wb2xltr3fk56aq2i59ib.jpg

 

 

 

عدالت

 

 

 

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم


و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم

 

 

 


بت

 

 


گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر

بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ



آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت

ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

 

 

 

 


 

دلداری


 

 

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!


لحاف را بکشم رویش!


دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم...

تمام می شود...

بالاخره تمام می شود...!!!

 

 

 


بدون شرح

 

 

 

با "خون دل" زندگي ام در جريان است

 

 

 

 

 

با گذشت

 

 

چه با گذشت بود , از من هم گذشت

 

 

 1pm9hucgwaebyvo9v90.jpg

 

 

 

!!!

 

 

 

بعضي ها پاي حرفي که مي زنند مي ايستند و بعضي ها زانو مي زنند.

 

 

 

به این تقدیر بد لعنت

 
 
چه شبهایی با رویای تو خوابیدم

نفهمیدی

چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود

نمیشنیدی

چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم

از عمق فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم

چه شبهایی با شب گردی

شبو تا صبح می بردم

نبودی ماه جون می داد

نبودی بی تو میمردم

چه شبهایی دعا کردم یه کم

این فاصله کم شه

یه بار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه

توی این خونه یخ می بست تن سرد سکوت من

چه قدر جای تو خالی بود

چه شبهای بدی بود

گذشتن عمرو بردن

حالا من موندم و حسرت

چه قدر بی رحمه این دنیا

به این تقدیر بد لعنت...............
 
 
 
 
 
 

دوستت دارم

 

 

دوست دارمت

حتی وقتی نیستی!

حتی وقتی لابه لای این همه تنهایی

 

نبودنت را هم به دوش می کشم!

 

 

 عکس

 

 

 

 

کابوس

 

 

یعنی میشود روزی برسد


که بیایی


مرا در آغوش بگیری


بخواهم گله کنم


بگویی هیس...!


همه کابوس ها تمام شد!

 

 

 عکس