آدمها را بلد نیستم.....!

حقیقت داره یا خوابه، که دستات توی دستاشه؟
محاله، اون نمیتونه مثل من عاشقت باشه
باهاش خوشبخت اما نا آرومی
سرت رو شونه ی اونه
یه روزی مال من بودی ولی اینو نمیدونه
نمیدونه که دست تو توی دست منم بوده!!!
بهش بگو که آغوشت یه وقت جای منم بوده!!!!!!!!!
بگو کی بین ما بوده، سر عشقت چی آورده؟
اونم حرفاتو باور کرد؟!!!![]()
![]()
![]()
واسه اونم قسم خوردی؟!!!!!!!!!
منو یادت میاد یا نه؟ همون که عاشقش بودی........
چقدر راحت یکی دیگه جامو پر کرد به این زودی!
حقیقت داره یا خوابه؟

یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن .
ژرژ هربرت



کاشکی چشمامو میبستم
کاشکی عاشقت نبودم
اما هستم
کاش ندونی بیقرارم
کاش اصلا دوستت نداشتم
اما دارم
کاش ندونی که دلم واسه چشات پر میزنه
کاش ندونی که میاد هر روز بهت سر میزنه
کاشکی بارون غمت منو میبرد
کاش ندونی که نگاهم خیره مونده به نگاهت
کاش ندونی که همیشه موندگارم چشم براهت
کاشکی احساسمو عشقت دیگه میمرد
کاش گلا تو میسوزوندم
کاش میرفتم، نمیموندم
اما موندم
کاش یه کم بارون بگیره
کاش فراموشت کنم من
اما دیره
کاش ندونی که دلم واسه چشات پر میزنه
کاش ندونی که میاد هر روز بهت سر میزنه
کاشکی بارون غمت منو میبرد
کاش ندونی که نگاهم خیره مونده به نگاهت
کاش ندونی که همیشه موندگارم چشم براهت
کاشکی احساسمو عشقت دیگه میمرد

واسه ی دیدن بارون اشکام دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم، کی دل خاطره هاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت یه کمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه، تو بی واقعی شو، خود رویا
واسه ی دیدن ساحل چشمات همه ی دار و ندارمو میدم
واسه ی شادی قلبت عزیزم همه احساسات قلبمو میدم
میون اینهمه دوری مفرد چجوری میشه دستاتو بگیرم؟
حالا که خسته ی بغضم عزیزم تو نذار اینجوری بی تو بمیرم

خدا ازت نگذره
یه روز میذارنت پشت در
یه روز از این هم آواره تر میشی
از این هم دربدر تر هم میشی

دیگه دیره واسه موندن، دارم از پیش تو میرم
جدایی سهم دستامه که دستاتو نمیگیرم
تو این بارون تنهایی دارم میرم
خدا حافظ
شده این قصه تقدیرم، چه دلگیرم
خدا حافظ
دیگه دیره، دارم میرم، چقدر این لحظه ها سخته
جدایی از تو کابوسه، شبیه مرگ بی وقته
دارم تو ساحل چشمات دیگه آهسته گم میشم
برام جایی تو دنیا نیست
تو اوج قصه گم میشم!
دیگه دیره
دارم میرم
برام جایی تو دنیا نیست
به غیر از اشک تنهایی تو چشمم چیزی پیدا نیست
باید باور کنم بی تو شبیه مرگ تقدیرم
سکوت من پر از بغضه
دیگه دیره، دارم میرم
خدا حافظ
(اما خدا ازت نگذره، این آخرین حرفمه)

تمام تاسفم اینه که چن سال از عمرمو با یه کثافت تلف کردم و نفهمیدم.
افسوس.
لعنت به ذاتش.
هزاران لعنت به روح مرده ش.
لعنت به وجود زنده ش.
اما خدا رو شکر خدا داره جوابشونو میده و خبراش بهم میرسه.
از بابت خبرای کرج و شیراز هم دلم خنک شد!!!!!!!!!!!
حقشونه، از این بدتر هم میشه. تازه سراغ خودش هم میرن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
بدترین فریب عاشق شدنه
چون خودت رو متعلق به چیزی میکنی که یک روز از دستت میره!!!
کاش میشد همچو آواز خوش یک دوره گرد
بار دیگر زندگی را دوره کرد
این به بعضیا مصداق داره، شاید اینبار از ۱۴ سالگی نرن دنبال..........
زندگی حکایت قدیمی کوهستان است
صدا میکنی و میشنوی!
پس به نیکی صدا کن تا نیکی بشنوی.
(بعضیا ببینیم چی میخوان بشنون!!!!!!!!!!!)
ماشاللا بعضیا نت ندارن اما مدام آنلاینن!!!
دمش گرم
زد و زد و زد و زد و له و لورده کرد و خورد کرد و شکوند
آخرشم ناکوت کرد و رفت
دمش گرم واقعا، از دوس داشتن زیادش بود!!!
سنگ تموم گذاش برام.........
خونه م ویرون شد ولی من تو این خونه میمونم
جایی نمیرم و تو خونه خودم میمونم
صداقت درمقابل سیاست دیگران، سادگی است
و سیاست درمقابل صداقت دیگران ، خیانت.
یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن ...
یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت ....
یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات...
یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت ...
بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن ....
یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات ...
یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . .
یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت
برو.
سپردمت به خدا و از حق خودم گذشتم.
ولی در این خونه همیشه روت بازه.
بعد از این واسه دلم مینویسم نه برای تو.
بای.
پینوکیو
چوبی بمان !
آدم ها سنگی اند !
دنیایشان قشنگ نیست
هرکه با احساس باشد عاقبت خواهد شکست
این جواب سادگیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نفرین ابد بر تو که آن ساقی چشمت
دردی کش خمخانه ی تزویر و ریا بود
پرورده ی مریم هم اگر چشم تو میدید
عیسای دگر میشد و غافل ز خدا بود
نفرین ابد بر تو که از پیکر عمرم
نیمی که روان داشت جدا کردی و رفتی
نفرین ابد بر تو که این شمع سحر را
در رهگذر باد رها کردی و رفتی..........

رسـ ــــــــــم زندگی این است
روزی کســــــــــــــی را دوست داری و روز بعد تنهایـــــــــــی
به همیـــــــــــــن سادگی او رفته است و همه چیز تمام شــــــــــــده
مثــــــــــــــل یک مهمانـــ ــی که بـــ ــه آخـــــــر می رسد
و تـــــــو
به حال خود رهــــا می شوی چرا غمگینــــــی ؟ این رسم زندگیســـــــــــ ـــــــــت
پـــــــــس تنـــــــــــــها آواز بخــــــــــــــــــــــــــــوان

خوشا شیراز و .......................!
بی انصاف!
من برای داشتنت دلی رو به دریا زدم که از آب واهمه داشت!!!

بهش گفتم منو دوس داری؟
گف بله.
گفتم مثلا چقدر؟
گفت اندازه ستاره های آسمون.
به آسمان نگاه کردم و دیدم
آسمان ابریست.........!!!

حـالـا کـه رفـتـه ای چـه سـخـت اسـت جـای خـالـی ات در خـانـه
در اتـاق
و بـاز هـم بـوی بـودنـت
حـالـا کـه رفـتـه ای مـ ـن مـانـده ام و
آدم هـایـی کـه عـطـر تـ ـو را مـی زنـنـد
حـالـا کـه رفـتـه ای پـرنـده ای آمـده اسـت در حـوالـی هـمـیـن بـاغ
رو بـه رو هـیـچ نـمـی خـواهـد
فـقـط مـی گـویـد : کـوکـو؟
تو که خوشحالي دلم را شکستي
بدان اي بيچاره کور، آن چه را که شکستي
تصوير زيباي خودت بود که در دلم ساخته بودي


ای که تو گفتی به اسم من کسی رو نداری
دیگه آدم شدی و به من نیازی نداری
فک نکن دنیا همینطور میمونه به کام تو
من که رفتم، خط زدم، خط سیاه رو نام تو
چی خیال کردی منو ول کردی توی دستای باد؟
چطوری دلت اومد عشقمونو بردی ز یاد؟
مگه تو بویی نبردی از مرام و معرفت؟!!!
رفتی و منو فروختی به غریبه عاقبت.......
میخوام این فکر تو رو از تو سرم بیرون کنم
خونه ای که ساخته بودیم توی دل ویرون کنم
میدونم یه روز میش میای سر حرفای من
اما اون روز دیگه دیره، تو دیگه مردی واسه من
بابا ایول، بی خدافظی که سهله، بی هیچ کلامی تلفنت رو قط کردی.
یه خدافظی هم نکردی.
عجب مرامی داشتی تو!!!
ولی دنیا اینجور نمیمونه، همیشه گفتم خدا کور نیست و همه چیو میبینه. مطمئن باش
خدا چوبشو بی صدا بهت میزنه. ینی اگه نزنه خدایی وجود نداره.
یه روز سینه ت عین سینه من میسوزه.
به من گفتی هیچ وقت نمیخوای اشکمو ببینی
اما تنها کسی که اشکمو در آورد تو بودی و عجب یادگاری بهم دادی که
هر روز چشمامو خیس میکنی.
دمت گرم شری...........
آخ که چقد دلم هواتو کرده............
با چشای بی تفاوت روبری من میشینی
میگی هر چی بود تموم شد، نمیخوای منو ببینی
روزای خوبمون انگار همه از یاد تو رفته!!!
روبروت گریه نکردم، نمیدونی که چه سخته...........
تو که جای من نبودی وقتی خنده هاتو دیدم
وقتی آخرین کلامو از صدای تو شنیدم
نه تو اونی که میگفتی من برات یه عشق تازه م
فکرشم نکرده بودم اینجوری به تو میبازم
داشتم سی دی هامو نگا میکردم که اونایی رو که خراب شدن بندازمشون دور.
یه آهنگ پیدا کردم، موهای بدنمو سیخ سیخ کرد.
اینو تو برام تقدیم کرده بودی، بار اول که با اتوبوس اومدم شیراز. یادته؟
برگشتنی این آهنگ اشک منو در آورد آخه من خر عشقت باورم بود.
نمیدونستم که دارم به آخر جاده میرسم، نمیدونستم همه ش دروغ بود.
چه ساده عاشقت شدم و چه ساده باورت کردم.
الانم این آهنگ واقعا با تار و پود تنم بازی کرد.
هر چند دروغ بود اما احساس قشنگی بود.
ای خدا، هر بلایی سرم آوردی، یه راه هم برا شکستن بغض برام نشون بده.
دلم مرد دیگه.
کجاس خداییت؟
سردی این نگاهو بشکن
فاصله سزای ما نیست
تو پلی واسه همیشه
این جدایی حق ما نیست...............................
..........................................................................
..................................................................................
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم
با تو میمونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم
واسه ت میمیرم
جواب دنیا رو میدم
با تو میمونم واسه همیشه............
.....................................................................
................................................................................
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم
توی تنهاییام فقط به تو فکر میکنم
با تو میمونم واسه همیشه
من میگفتم عشقمون آسمونیه، میگفتم دوسم داره، رو بال ابرا بودم.
الان کجام؟
الان روی خاک و فردا توی خاک و پس فردا خود خاک.
آسمون جای من نبود.
آسمون هم ارزونی تو!!!
رمز عبور همون قبلیه.
لطفا نه تو از این خونه برو و نه منو ازش بیرونم کن.
تو اینخونه هر دومون سهم داریم، لطفا دیگه این کارو نکن.
خنده هام با بهت همرنگ شد
اشکم توی چشمم یخ زد و موند
قول دادم و به قولم وفادار هستم
اما تو
بی وفا بودی
بخاطرت از کوه جاری شدم و سیل شدم
بخاطرت تو تاریکی ماه شدم
زمستون سردت بود، برات تابستون شدم
بگو ببینم تو بخاطرم چه کردی؟
ابرها رو توی گلوم بغض کردی
وایسا، بذار چشماتو نگاه کنم
تو رو یه آسمون بی انتها دیدم
اسمونو نمیبینم، چیکارش کردی؟
دور از تو جایی نمیتونم برم
این نغمه ی جدایی رو اصلا دوس ندارم
تو دنیای منی، چی میخوام دیگه؟
دنیای پر از عشقمونو چیکارش کردی؟
دمت گرم. خداییش به همینم راضیم.
برو خوش باش اما سالی ماهی یه بار برام وقت بذار.
همین.
انگار مدتی است که احساس میکنم
خاکستری تر از دو سه سال گذشتهام
احساس میکنم که کمی دیر است
دیگر نمیتوانم
هر وقت خواستم
در بیست سالگی متولد شوم
انگار
فرصت برای حادثه
از دست رفته است
از ما گذشته است که کاری کنیم
کاری که دیگران نتوانند
فرصت برای حرف زیاد است
اما
اما اگر گریسته باشی ...
آه ...
مردن چه قدر حوصله میخواهد
بی آنکه در سراسر عمرت
یک روز، یک نفس
بی حس مرگ زیسته باشی!
انگار این سالها که میگذرد
چندان که لازم است
دیوانه نیستم
احساس میکنم که پس از مرگ
عاقبت
یک روز
دیوانه میشوم!
شاید برای حادثه باید
گاهی کمی عجیبتر از این
باشم
با این همه تفاوت
احساس میکنم که کمی بی تفاوتی
بد نیست
حس میکنم که انگار
نامم کمی کج است
و نام خانوادگیام، نیز
از این هوای سربی
خسته است
امضای تازهی من
دیگر
امضای روزهای دبستان نیست
ای کاش
آن نام را دوباره
پیدا کنم
ای کاش
آن کوچه را دوباره ببینم
آنجا که ناگهان
یک روز نام کوچکم از دستم
افتاد
و لابهلای خاطرهها گم شد
آنجا که
یک کودک غریبه
با چشم های کودکی من نشسته است
از دور
لبخند او چه قدر شبیه من است!
آه، ای شباهت دور!
ای چشم های مغرور!
این روزها که جرأت دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم!
بگذار دست کم
گاهی تو را به خواب ببینم!
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار ...
بگذریم!
این روزها
خیلی برای گریه دلم تنگ است!
