دیگر باید بیایی...

بگو نترس !! فردا دوباره میتوانی انکار کنی .....!
برای یک بار ...
فقط برای یک بار !
مرا در افسون مبهم یک دروغ ...
شناور کن !
سر به گوش من بگذار ..!
و آرام بگو :
دوستت دارم ....!
تو عوض شـدی، نگو نه؛ عزیزم بگو که چت شد؟
تو نخواستی یا دل من اشتباهی عاشقت شد؟
دلتو به قلب تنـــــــــــــــــــهام نسپردی و سپردم
حالا میفهمم که اصـــــــــلٱ من به درد تو نخوردم
چرا باید کسی جز من توی قلب تو بشیــــــــــنه؟
تو سرت یه جایی گرمه، فرق من با تو همیــــــنه
وقتی میگم جز جدایی بخت ما راهی نــــــــــداره
دوس دارم بجای دستات، ایندفه دستات نــــذاره!
چی میشه وقتی که تنها توی اوج گوشه گیـــــری
تو بیای آروم کـــــنارم دســـــــتای منـــــــو بگیری؟
چی میشه وقتی که نیستم بری گوشه ی اطاقت
از رو دلتنگی مثل من گریه ها بیاد سراغت..........
چی میشه بشنــــوم از تو کسی غیــر من نداری؟
خیلی دوس دارم بجز من به کســـــی محل نذاری
خیلی دوس دارم تو این عشق حس کنم پای تو گیره
تا بهت میگم خدافظ دو دارم گریه ت بگیره....
تو عوض شدی و دیگه نیستی اون آدم سابق
حالا تو سردی و بی مهر ولی من عاشق عاشق
فکر میکردم که میمونی، تا ته قصه کنارم
کاش میدونستی که بی تو من چقدر بی کس و کارم
گفته بودی که دل تو تا تهش همیشه با ماست
اما خوب نگفته بودی آخر قصه همینجاست
فکر من پر شده بود از این یه مشت امید واهی
کاش از اول میدونستم تو رفیق نیمه راهی
چی میشه واسه یه بارم چشم به راه من بشینی؟
یا شبا وقتی که خوابی، خوابای منو ببینی؟
خیلی حرفا توی قلبم هست هنوزم که هنوزه
نمیخوام اصلا بدونی، که دلت واسم بسوزه.......
دوس دارم بعد یه چن وقت که منو ندیده باشی
وقتی که میای سراغم به خودت رسیده باشی!
دیگه من حرفی ندارم ای خـــــــــــــدا به من نظر کن
حرفای مونده تو قلبم روی احساسش اثر کن
هر جوری دلت میخواد باش ولی خوب بمون کنارم
مشکلم اینه که جز تو هیچ کسی رو دوس ندارم
هیچ کسی رو دوس ندارم...........

هر شب ...
به خودم قول می دهم كه
فراموشـت كنم !
وقتی عکست را می بینم
تو را كه نه ...
قولم را فراموش می كنم... !

انگار کــه سال هاست کـه رفته ای …
از تابستان بگو ، از بهاری کـه رفتی ،
تا من از زمستانی بگویم که نشست بر موهایم و نرفت …

چیه؟
چرا دلت گرفته؟
او هم آدم است.....
اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت.....
غصه نخور.....
اگر رفت.....
گریه نکن.....
یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکند.....
یک روز معنی کم محلی را میفهمد.....
یک روز شکستن را درک میکند......
آن روز میفهمد آه هایی که کشیدی از ته قلبت بوده.

خواستی يک شبه تركم كنی !
بی انصاف
كدام معتاد را اينگونه ترک ميدهند ؟؟

خوشا شیراز و وصف بی مثالش...........
هیچ وقت یادم نمیره. با اتوبوس اومده بودم و تو خیابون ویلون بودم. رفتم زیر این طاق نشستم
با گوشیم نمیتونستم حرف بزنم و اس ام اس بدم، خطم تو کنترل بود. مرتب وبلاگ رو باز میکردم
تا بهم پیغام بدی که بیام. یه دفه باز کردم دیدم نوشتی come on. با خوشحالی نفهمیدم کی بهت
رسیدم. تا صب اونجا بودم. همون 9 تا همون موقع بود. یادته که؟!!!
یادش بخیر
همه لحظه برام تکرار میشه ولی نمیدونم چه حسیه که بهم میگه که اینجایی!!! شایدم اومدی،
به هر حال الان اینجا یه جهنمه واقعیه که بغض راه نفسم رو بسته که دارم خفه بشم.
کاش به رحم بیای و بشکنی این سکوت رو که واقعا دیگه تحمل کردن نبودنت خیلی سخته.
![]()