اما تو...
خــیــآلــتـــ رآحــتــــ
مــטּ جــز آعــوش تــو حـتـے بـهــ בیــوآر
هــم تـکــیــهــ نــمــے کــنــم
امــآ تـــو ...
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 11:27 توسط بی قرار
|
خــیــآلــتـــ رآحــتــــ
مــטּ جــز آعــوش تــو حـتـے بـهــ בیــوآر
هــم تـکــیــهــ نــمــے کــنــم
امــآ تـــو ...
یکی بود و کاش از اول غیر از خدا هیچکس نبود !
از وقتــي که نيسـتي،
خـدا مي دانـد،
چقــدر آبــــــ به صـورَتـم پـاشيـدم ...
لعنــتي ...
اين کـابوس انقــدر واقعيست
که از خواب بيــدار نمي شـوم . . .
گاهی فکر میکنم کار تو “سخت تر” از من است . . .
و تو زیر بار این همه عشق قد خم نمیکنی !!
من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم
تو آنقدر نخواستی که هیچ چیز از من ندیدی