درد دل با یه سنگ
خنده هام با بهت همرنگ شد
اشکم توی چشمم یخ زد و موند
قول دادم و به قولم وفادار هستم
اما تو
بی وفا بودی
بخاطرت از کوه جاری شدم و سیل شدم
بخاطرت تو تاریکی ماه شدم
زمستون سردت بود، برات تابستون شدم
بگو ببینم تو بخاطرم چه کردی؟
ابرها رو توی گلوم بغض کردی
وایسا، بذار چشماتو نگاه کنم
تو رو یه آسمون بی انتها دیدم
اسمونو نمیبینم، چیکارش کردی؟
دور از تو جایی نمیتونم برم
این نغمه ی جدایی رو اصلا دوس ندارم
تو دنیای منی، چی میخوام دیگه؟
دنیای پر از عشقمونو چیکارش کردی؟
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 6:24 توسط بی قرار
|
تو یه تاک قد کشیده