خوشا شیراز و وصف بی مثالش...........




هیچ وقت یادم نمیره. با اتوبوس اومده بودم و تو خیابون ویلون بودم. رفتم زیر این طاق نشستم

با گوشیم نمیتونستم حرف بزنم و اس ام اس بدم، خطم تو کنترل بود. مرتب وبلاگ رو باز میکردم

تا بهم پیغام بدی که بیام. یه دفه باز کردم دیدم نوشتی come on. با خوشحالی نفهمیدم کی بهت

رسیدم. تا صب اونجا بودم. همون 9 تا همون موقع بود. یادته که؟!!!

یادش بخیر

همه لحظه برام تکرار میشه ولی نمیدونم چه حسیه که بهم میگه که اینجایی!!! شایدم اومدی،

به هر حال الان اینجا یه جهنمه واقعیه که بغض راه نفسم رو بسته که دارم خفه بشم.

کاش به رحم بیای و بشکنی این سکوت رو که واقعا دیگه تحمل کردن نبودنت خیلی سخته.