این روزها می آیی و می روی حتی اگر بدانی که من . . .

تمام ای کاش ها . . . و شایدها . . . برای بودن تو بود و نه برای نبودنت

ولی انگار تو نبودن را ترجیح دادی 

برای همین نتوانستم احساسم را به تو بگویم .

چشمهام دیگه رمقی برای گریه کردن ندارد 

چقدر خودم را برای تو کم ارزش کردم ٬ چقدر غرورم را . . .

تا به حال در برابر هیچ کس اینگونه نبودم 

دیگر واژه عشق برای من بی معناست 

بی معنا . . .

 حال می فهمم معنای حرفت را که دوست داشتن مانند حلقه ایست بی پایان

که هیچ عاشقی به درستی به معشوقش نمی رسد . .