برای اوکه
این روزها می آیی و می روی حتی اگر بدانی که من . . .
تمام ای کاش ها . . . و شایدها . . . برای بودن تو بود و نه برای نبودنت
ولی انگار تو نبودن را ترجیح دادی
برای همین نتوانستم احساسم را به تو بگویم .
چشمهام دیگه رمقی برای گریه کردن ندارد
چقدر خودم را برای تو کم ارزش کردم ٬ چقدر غرورم را . . .
تا به حال در برابر هیچ کس اینگونه نبودم
دیگر واژه عشق برای من بی معناست
بی معنا . . .
حال می فهمم معنای حرفت را که دوست داشتن مانند حلقه ایست بی پایان
که هیچ عاشقی به درستی به معشوقش نمی رسد . .
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 14:44 توسط بی قرار
|
تو یه تاک قد کشیده