آمد و رفت!!!
آمد و بر صفحه قلبم نوشت تردید و رفت
نسخه ای از جنس دلتنگی شب پیچید و رفت
هر چه گفتم رفتنش را هیچکس باور نکرد
زندگی را از درخت آرزویم چید و رفت
شاخه ی گل را گرفت و با غمی بوئید و رفت
او فقط بر اشکهای ساکتم خندید و رفت

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 15:33 توسط بی قرار
|
تو یه تاک قد کشیده