یادمه اون دم آخر با چشام بهت میگفتم

میری و من تا همیشه یاد این لحظه میافتم

باورم نمیشد هرگز که جدایی در کمینه

مرگ من با رفتن تو، راه حل آخر اینه

 

حالا از وقتی که رفتی بغض عالم تو گلومه

تنها یک بار دیدن، این تموم آرزومه

کاشکی بودی و میدیدی بعد تو چه حالی دارم

تو شبای تلخ گریه شونه هاتو کم میارم

 

درد بی تو زنده بودن بخدا درد کمی نیست

توی قلب خسته ی من غیر تو جای کسی نیست