تو میری
دارم رنگ بی بند و باری میگیرم
واسه خنده از هر چی یاری میگیرم
دارم میفروشم همه لحظه هامو
دارم یک زخم کاری میگیرم
دارم تو دلم اشک رفتن میبارم
میخوام داده هاتو واست پس بیارم
نمیخوام بفهمی وقتی نباشی
من حتی همین گریه ها رم ندارم
تو رو به رهایی و من رو به این غم
میری تا توی سرنوشتت نباشم
اگه روزی برگشتی و من نبودم
بدون خواستم اما نشد بی تو باشم
میخندم تا به یادم نیاد خاطراتم
که سنگین تر نشه این خواب بی تو
نمیخوام که حال دلم رو بفهمی
نمیخوام بفهمی که بیداده بی تو
غروبه، تو میری و من میشکنم باز
به روت این شکست و نمیخوام بیارم
نمیخوام بفهمی که وقتی تو نیستی
دلیلی واسه زنده بودن ندارم
تو رو به رهایی و من رو به این غم
میری تا توی سرنوشتت نباشم
اگه روزی برگشتی و من نبودم
بدون خواستم اما نشد بی تو باشم
+ نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 9:47 توسط بی قرار
|
تو یه تاک قد کشیده