تصویر عشق
یه روز تو دفتر دلم تصویر عشق رو کشیدم
تو خلوت تنم یه رد پایی کشیدم
درست مثل یه همسفر تو قصه ها میدیدمش
آخه توی دفتر عشق یه رنگ خوب کشیدمش
اما نمیدونم چی شد، سیاهی دورش حلقه زد
از توی نقشه ی دلم چه بی خبر پر زد و رفت
آخه مگه نمیدونست قلبشو آبی کشیدم؟
دیگه توی دفتر دل تصویر عشق رو ندیدم
کنار عکسش خودمو با چشم گریون کشیدم
+ نوشته شده در شنبه یازدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 20:53 توسط بی قرار
|
تو یه تاک قد کشیده