دل سوخته
دلسوخته تر از همه سوخته گانم
از جمع پراکنده رندان جهانم
در صحنه بازیگری، کهنه دنیا عشق است
این کهنه قمار من بازیگر آنم
با آن که غم باخته در وادی عشقم
بازنده ترین هست در این جمع نشانم ای عشق،
از تو زهر است به کامم
دلسوخت،
تن سوخت،
ماندن حرامم
عمریست که می بازم و یک برد ندارم
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۸۹ ساعت 0:9 توسط بی قرار
|
تو یه تاک قد کشیده