تاک
تو یه تاک قد کشیده، پا گرفتی روی سینه م
واسه پا گرفتن تو عمریه که من زمینم
راز قد کشیدنت رو عمریه دارم میبینم
داری میرسی به خورشید ولی من بازم زمینم
میزن چوب زیر ساقه ت واسه لحظه های رستن
ریختن آب زیر پاهات، هی منو شستن و شستن
توی سرما و تو گرما واسه تو نجاتم عمری
تو هجوم باد وحشی سپر بلاتم عمری
آدما هجوم آوردن
برگای سبزتو بردن
توی پاییز و زمستون
ساقه تو به من سپردن
سنگینیت رو سینه ی من
سایه تم نصیب مردم
میوه هاتم آخر فصل
که میشن قسمت هر خم
نه دیگه، پا میشم اینبار
خالی از شک و تردید
میرم اون بالاها مغرور
تا بشینم جای خورشید(زرررررررت)
تن به سایه ها نمیدم
بسه هر چی سختی دیدم
انقدر زجر کشیدم
تا به آسمون رسیدم(هنوز نرسیدما، اما میرسم)
بذار آدما بدونن، میشه بیهوده نپوسید
میشه خورشید شد و تابید
میشه آسمونو بوسید
بذار آدما بدونن، میشه بیهوده نپوسید
میشه خورشید شد و تابید
میشه آسمونو بوسید
تو یه تاک قد کشیده