اگه تو با دل من یک دل و همراهی

بگو

 

از دلم بی خبری یا اگه آگاهی

بگو

 

تو با من قهری بگو، آشتی اگه هستی بگو

نمیدونم چی بگم؟ هر چی که میخواهی بگو

 

ساکت و سردی چرا؟

سردی آوردی چرا؟

با دل خسته ی من چرا بد کردی؟

چرا؟

 

دل تو پیش دل خسته و رنجور نمیاد

سنگ و شیشه که با هم جور نمیاد

به شب تیره و افسرده ی آزرده دلا

غم و تاریکی میاد، نور نمیاد