تنهایی من

ته این فنجان های خالی
حکایت نرسیدن است و تنهایی.
طرح پرواز کلاغهای،
مترسک زده بدیوارهای این فال سیاه.
به انزوای ابرهای بی باران می مانم،
باد هم از کشیدن این همه حسرت وامانده.
یادت باشد ،
عصرها بی من ،
این آرزوها را نوش جان کنی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 0:26 توسط بی قرار
|
تو یه تاک قد کشیده