يك نفر آمد قرارم را گرفت

برگ و بار و شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهار بود حيف

با پائيزي بهارم را گرفت

اعتباري داشتم در پيش عشق

با نگاهي اعتبارم را گرفت

عشق يا چيزي شبيه عشق بود

آمد و دار و ندارم را گرفت