در چشمانم تنها يي ام را پنهان مي کنم

در دلم ، دلتنگي ام را

در سکوتم ، حرفهاي نگفته ام را

در لبخندم ، غصه هايم را

دل من چه خردسال است ، ساده مي نگرد

ساده مي خندد ، ساده مي پوشد

دل من از تبار ديوارهاي کاهگلي ست

ساده مي افتد

ساده مي شکند ، ساده مي ميرد