ناروا
خيال نميكردم كه بي خيال من بشي
اما تو بي خياليا محال مال من بشي
منتظرم نموندي
تو رفتي
آتيش زدي به هستيم
اين عشقو حراج كردي
مرده ي خنده هاتو به خاك غم سپردي
رفتي و اين قمارو از من ساده بردي
روا نبود كه اينجوري از دل تو جا بمونم
روا نبود با اينهمه تنهايي تنها بمونم
حيف دلم كه پيش تو موند و به هيچكي دل نبست
حيف دل صبور من كه عاشقت بوده هست
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 22:17 توسط بی قرار
|
تو یه تاک قد کشیده