نا امید
تنها امید من که ناامیده
امید من دوباره ته کشیده
لحظه بلحظه فکر ناامیدی
این لحظات امونمو بریده
اون که میگف با دستای دل من
از قفس بی کسی آزاد شد
چی شد که با گریه ی من شاد شد؟
با شبنم اشک من آباد شد؟
از وقتی رف یه روز خوش ندیدم
خواستم دلم یه گوشه ای بمیره
خسته شدم، چه انتظار سختی
یکی بیاد جون منو بگیره
قلب من از طپیدنش خسته شد
نبضم با ضربه های معکوس مرد
قلب من از خستگی خوابش گرف
این دل ناامید و مایوس
مرد
شاید صدای زخمی دل من مرحم زخمای دل تو باشه
شاید که قصه جدایی من نذاره هیچ کسی از کسی جدا شه
از وقتی رف یه روز خوش ندیدم
خواستم دلم یه گوشه ای بمیره
خسته شدم، چه انتظار سختی
یکی بیاد جون منو بگیره
قلب من از طپیدنش خسته شد
نبضم با ضربه های معکوس مرد
قلب من از خستگی خوابش گرف
این دل ناامید و مایوس
مرد

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11:34 توسط بی قرار
|
تو یه تاک قد کشیده